مردم در زمان حال زندگی می کنند. آنها برای آینده برنامه ریزی می کنند و نگران آن هستند. با این وجود تاریخ مطالعه گذشته است. با توجه به تمام خواسته هایی که از زندگی در زمان حال و پیش بینی آنچه در آینده انتظار می رود ، فشار می آورند ، چرا با آنچه بوده است خود را اذیت کنیم؟ با توجه به همه شاخه های دانش مطلوب و در دسترس ، چرا اصرار می ورزیم - مانند اکثر برنامه های آموزشی آمریکایی - بر تاریخ کافی؟ و چرا بسیاری از دانشجویان را ترغیب می کند که حتی بیش از آنچه لازم است تاریخ بخوانند؟
هر موضوع مطالعه ای نیاز به توجیه دارد: طرفداران آن باید توضیح دهند که چرا ارزش توجه دارد. بیشتر موضوعاتی که به طور گسترده ای پذیرفته شده اند - و قطعاً تاریخ یکی از آنهاست - افرادی را جذب می کند که صرفاً اطلاعات و طرز تفکر مربوط را دوست دارند. اما مخاطبانی که کمتر خودجوش به این موضوع توجه می کنند و در مورد اینکه چرا باید خود را آزار دهند تردید دارند ، باید بدانند که هدف چیست.
مورخان پیوند قلب انجام نمی دهند ، طراحی بزرگراه را بهبود نمی بخشند و مجرمان را دستگیر نمی کنند. در جامعه ای که کاملاً صحیح انتظار دارد آموزش و پرورش اهداف مفیدی داشته باشد ، تعریف عملکردهای تاریخ دشوارتر از عملکرد مهندسی یا پزشکی به نظر می رسد. تاریخ در واقع بسیار مفید ، در واقع ضروری است ، اما محصولات مطالعه تاریخی نسبت به آنهایی که از برخی رشته های دیگر نشأت می گیرند ، ملموس و گاهی اوقات کمتر فوری هستند.جامعه علی رغم تغییر وجود دارند.
در گذشته تاریخ به دلایلی که دیگر نمی پذیریم توجیه شده است. به عنوان مثال ، یکی از دلایلی که تاریخ در آموزش کنونی جایگاه خود را حفظ کرده این است که رهبران پیشین معتقد بودند که آگاهی از برخی از حقایق تاریخی به تشخیص افراد تحصیل کرده از تحصیل نکرده کمک می کند. شخصی که می تواند تاریخ تسخیر نورمن در انگلیس (1066) را به یاد بیاورد یا نام شخصی که نظریه تکامل را ارائه داد تقریباً در همان زمانی که داروین (والاس) برتر شناخته شد - یک نامزد بهتر برای دانشکده حقوق یا حتی تبلیغات تجاری. دانش حقایق تاریخی به عنوان وسیله غربالگری در بسیاری از جوامع از چین گرفته تا ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفته است و این عادت تا حدودی هنوز با ما است. متأسفانه ، این استفاده می تواند حفظ ذهن را تشویق کند - یک جنبه واقعی اما نه چندان جذاب از این رشته. تاریخ باید مورد مطالعه قرار گیرد زیرا برای افراد و جامعه ضروری است و زیبایی را در خود جای داده است. روش های زیادی برای بحث در مورد کارکردهای واقعی موضوع وجود دارد - زیرا استعدادهای مختلف تاریخی و مسیرهای مختلفی برای رسیدن به معنای تاریخی وجود دارد. اما همه تعاریف سودمندی تاریخ به دو واقعیت اساسی متکی هستند.
تاریخ به ما کمک می کند مردم و جوامع را درک کنیم
در وهله اول ، تاریخ انباری از اطلاعات در مورد نحوه رفتار مردم و جوامع را ارائه می دهد. درک عملکرد افراد و جوامع دشوار است ، اگرچه تعدادی از رشته ها تلاش می کنند. اتکا exclusive منحصر به فرد به داده های فعلی ، تلاش های ما را بی نیاز می کند. اگر ملت در صلح باشد ، چگونه می توان جنگ را ارزیابی کرد - مگر اینکه از مطالب تاریخی استفاده کنیم؟ اگر از آنچه در مورد تجربیات گذشته می دانیم استفاده نکنیم ، چگونه می توان نبوغ ، تأثیر نوآوری در فن آوری یا نقشی را که باورها در شکل گیری زندگی خانواده دارند ، درک کنیم؟ برخی از دانشمندان علوم اجتماعی سعی در تدوین قوانین یا نظریه هایی درباره رفتار انسان دارند. اما حتی این منابع به اطلاعات تاریخی بستگی دارند ، مگر در موارد محدود و اغلب مصنوعی که می توان آزمایشاتی را برای تعیین نحوه عملکرد افراد انجام داد. جنبه های عمده عملکرد یک جامعه ، مانند انتخابات گسترده ، فعالیت های تبلیغی یا اتحاد نظامی ، نمی تواند به عنوان آزمایشات دقیق تنظیم شود. در نتیجه ، تاریخ باید به عنوان آزمایشگاه ما ، هرچند ناقص عمل کند ، و داده های گذشته باید حیاتی ترین شواهد ما در تلاش اجتناب ناپذیر باشند تا دریابیم که چرا گونه های پیچیده ما مانند محیط های اجتماعی رفتار می کنند. اساساً ، به همین دلیل است که نمی توانیم از تاریخ دور بمانیم: این تنها پایگاه اثبات گسترده برای تأمل و تحلیل چگونگی عملکرد جوامع را ارائه می دهد و افراد باید به نوعی درک کنند که جوامع صرفاً برای اداره زندگی خود چگونه کار می کنند.
تاریخچه به ما کمک می کند تا تغییر و چگونگی شکل گیری جامعه ای که در آن زندگی می کنیم را درک کنیم
دلیل دوم غیر قابل اجتناب تاریخ است زیرا موضوع مطالعه جدی اولین مورد را از نزدیک دنبال می کند. گذشته باعث حال و آینده می شود. هر زمان که سعی کنیم بدانیم چرا اتفاقی افتاده است - اعم از تغییر در تسلط احزاب سیاسی در کنگره آمریکا ، تغییر عمده در میزان خودکشی نوجوانان ، یا جنگ در بالکان یا خاورمیانه - باید به دنبال عواملی باشیم که شکل زودتر گاهی اوقات تاریخ نسبتاً اخیر برای توضیح یک تحول عمده کافی است ، اما اغلب ما برای شناسایی علل تغییر باید به گذشته بیشتری نگاه کنیم. فقط از طریق مطالعه تاریخ می توان چگونگی تغییر اوضاع را درک کرد. فقط از طریق تاریخ می توان عوامل موثر در تغییر را درک کرد. و فقط از طریق تاریخ می توان فهمید که چه عناصر یک نهاد یا یک

متلب برای دانشجویان